دست نوشته های یک آدم خل و چل

دلم دیوانه شد٬ ای عاقلان آرید زنجیری که نبود چاره ی دیوانه جز زنجیر٬ تدبیری

دست نوشته های یک آدم خل و چل

دلم دیوانه شد٬ ای عاقلان آرید زنجیری که نبود چاره ی دیوانه جز زنجیر٬ تدبیری

خر تو خر

   این جا سنندج است.یک شهر کوچک که نمی دونی چه خبراس!!! اینجا یک خیابون داره که اسمش ششم بهمنه(البته بود)و حالا شده پاسداران! البته چرا شده دقیق مشخص نیست ولی من یه حدسایی از خودم در وکنم که جهت تنویر افکار عمومی به صورت زیر براتون توضیح پرت میکنم:

   تو این خیابون شکوفه های انقلاب و نوگلان آزادی از صب تا شب به صورت فعال مشغول پاسداری از وطن و شهر و زادگاه خودشونن به این صورت که به شغل شریف دل بده قلوه بستون مشغولن!!! خوب البته این شکوفه های انقلاب به دو دسته ی کلی پسرا و دخترا تقسیم می شن. که البته همین دخترا خودشون دودسته هستن. یه دسته که خیلی خودشون رو میگیرن و دسته ی دیگه خودشون رو خیلی میگیرن٬ خوب البت حق دارن چون اگه خودشونو نگیرن میفتن(کجا؟ تو دام پسرا)و پسرا هم که به دو دسته ی نامرد و بی معرفت تقسیم می شن یه دفه حس انسان دوستی شون گل می کنه و این دختره رو که افتاده دستشو می گیرن و بلندش می کنن(با انواع و اقسام ماشین). خوب بعد از یه مدت یه دفه دختره رو ول میکنن ولی این بار دختره با مخ میاد رو زمین و سرش به سنگ می خوره و میفهمه که از این به بعد باید خودشو بگیره. البته الان دخترا هم روش ول کردن و انداختن و با مخ کوبیدن به سنگو خوب فرا گرفتن.

   عارضم خدمتتون که این نوگلان به رشته های تحصیلی متعددی علاقه دارن. مثلا یه سری( ببخشید همه) به رشته ی راه و ساختمان علاقه ی وافری دارند به طوری که کارشون شده تو این خیابون راه رفتن و ساختمونا رو شمردن. یه سری به رشته ی فضانوردی علاقه دارن و بسیار در این زمینه فعالن به طوری که تقریبا تمام پارکهای سنندج به سکوی پرتاب به سیاره های گوناگون تبدیل شده!!!  البته یک سری هم هنر دوستن و به موسیقی علاقه ی زیادی نشون میدن که به دو دسته تقسیم میشن: یه دسته عاشقان سینه چاک امی نم یا به قول خودشون رپرها و یک سری هم کشته مرده های منسون خوشگله!!! یا همون بتال ها(ببخشید٬ متال ها)!البت این متال ها هم در فضانوردی یلی هستن واسه خودشون!!!

جایی نرین میرم دست به آب بر میگردم.......

ببخشید. داشت اصل کاریو یادم میرفت اینجا یه جایی داره به اسم گردنه ی صلوات آباد پر از طبیعت وحشی و بکر(خاک و سنگ و آسفالت و...!!!). همه از کوچیک و بزرگ جمعه ها میرن اوقات فراغتشون رو به گشت و گذار در طبیعت وحشی و دیدن موجودات اهلی( همدیگه) صرف میکنن!!!

خلاصه اینجا خر تو خره و ما هم (من و خودم) تو این خر تو خری اینقد تنها موندیم که خل شدیم بعدش چل شدیم و اومدیم این چرت  پرتا رو نوشتیم و دادیم تحویل شما!!!

خل و چل باشید

نظرات 7 + ارسال نظر
سایرکس چهارشنبه 7 دی‌ماه سال 1384 ساعت 01:12 ب.ظ http://www.stalker.blogsky.com

ها چی شد؟ چی شد
{چشمک}

آزیتا چهارشنبه 7 دی‌ماه سال 1384 ساعت 01:56 ب.ظ http://azi.blogsky.com

سلام
اسم وبلاگت منو به اینجا کشید...
ولی همجین هم خل وجل نیستی البته این نظر منه
بهم سر بزن و جواب سوالم را بده

armin_am جمعه 9 دی‌ماه سال 1384 ساعت 12:19 ق.ظ http://meshki-poshe-san.blogfa.com

salam matnet gashg bood mofagh bashiii bye

آزیتا دوشنبه 12 دی‌ماه سال 1384 ساعت 03:42 ب.ظ http://azi.blogsky.com

سلام
بهم سر بزن منتظرتم

pyman دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1384 ساعت 12:54 ق.ظ

arman forsateh 2haftet tamomm shod hech kary nakardy

زبیر شنبه 24 دی‌ماه سال 1384 ساعت 12:11 ق.ظ

باور کن انقدر زیبا این مکان مقدس را وصف کرده ای که شک دارم اونو خودت نوشتی یا نه.مشتاقانه منتظر نوشته های دیگه هستم.

شورش پنج‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 11:23 ب.ظ

دمت گرم میباشد طرف.......



۰۰=====>

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد